صبحي الصالح ( مترجم : محمد مجتهد شبسترى )

41

مباحث في علوم القرآن ( پژوهشهائى درباره قرآن و وحى ) ( فارسى )

إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ . ( الفتح - 1 و 2 ) يا ترا به پيروى بزرگ و چشمگيرى رسانديم تا خداوند ذنوب ( گناهان ) ديرينه و تازهء ترا بر تو ببخشايد . عجيب اينست كه با وجود اين تعبيرات صريح قرآن ، پاره‌اى از مفسرين چون « فخر رازى » كوشش كرده تا ثابت كند كه كلمهء « عفو » دلالت بر صدور گناه نمىكند و خداوند پيامبرش را براى ارتكاب « خلاف اولى » مواخذه فرموده است . سيد رشيد رضا در اين مورد سخن درستى گفته و آن اينست كه : « ذنب » را به معنى خلاف اولى گرفتن يك اصطلاح تازه و مربوط به عرف خاص پاره‌اى از علما مىباشد و تحميل اين معنى بر آيه ، نوعى تحميل اصطلاح بر قرآن است « ذنب » به معنى « معصيت » است و علما نبايد با تكيه بر اصطلاحات و عرف خاص خودشان از قبول آنچه خداوند در كتاب خود قبول فرموده و زبان عربى نيز آن معنى را مىرساند و عرف خاص خودشان شانه خالى كنند . 17 در آيات « فداء » از سورهء انفال به شكل شديدترى از مؤاخذه بر مىخوريم . پس از جنگ بدر ، اصحاب پيامبر خواهان اين شدند كه از اسيران جنگى فديه گرفته شود و آزاد گردند . اين عمل كه پس از اولين جنگ سرنوشت ساز و اولين پيروزى مسلمانان صورت مىگرفت ناشى از روحيهء مال‌دوستى و سستى در فداكارى براى دين بود و براى حيثيت مسلمين شايسته نبود . درين باره آياتى عتاب آميز نازل شد كه به جاى اينكه پيامبر را شخصا مخاطب قرار دهد ، به بيان يك معيار كلى در صفات پيامبران و رسولان مىپردازد ، ولى تكليف وى را نيز معلوم مىكند . آيات مذكور با « كان » منفى شروع مىشود و صدور چنين عملى را از يك پيامبر بعيد و خلاف انتظار معرفى مىكند : ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيا وَ اللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ . لَوْ لا كِتابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيما